سيد محمدكاظم رجايى
چكيده

اقتصاد اسلامى مبتنى بر وحى است. وحى بر توجه انسان به مبدأ و معاد تأكيد دارد و با ايجاد ارتباط بين انسان و خالق از يك سو و انسان و معاد از سوى ديگر، در مقام آن است كه انسان را به نامتناهى وصل نمايد; با ازليّت پيوند دهد و او را ابدى كند تا با مشاهده نتايج فعاليت ها و رفتارهاى خويش و يقين به ثمربخشى آن ها در جهان پس از مرگ، راه تكامل را بپيمايد. انسان در اين مكتب، با نگرشى كاملا متفاوت نمايان مى گردد و اين نگرش رفتارهاى اقتصادى او را تحت تأثير قرار مى دهد. انسان اقتصادى در اين مكتب، در مصرف، به رزّاقيت الهى و در توليد، به توحيد افعالى معتقد است. قبض و بسط رزق را از ناحيه خداوند مى داند و به توزيع تكوينى الهى نيز معتقد است و در يك جمله، در سراسر رفتارهاى او توحيد تجلّى مى كند. برخلاف اين، در نظام سرمايه دارى واژه هايى همچون تدبير الهى، توحيد ربوبى، مشيّت الهى، رزاقيت خداوند، توحيد افعالى و توزيع تكوينى بى معنا بوده، انسان محدود و بريده از مبدأ و معاد است.
البته انتساب دست ساخته هاى انسان به خداوند به معناى نفى تأثير عوامل طبيعى و مادى نيست. فعاليت توليدى عنصر اساسى در طلب روزى است. قانون «علّيت» بر جهان آفرينش حاكم و عالَم، عالَمِ اسباب است: «ابَى الله اَن يجرىِ الامورَ اِلاّ باسبابِها»، «سنّت الهى بر اين است كه خداوند سرنوشت هيچ قومى را تغيير ندهد، مگر آن كه آنان آنچه را در خودشان است، تغيير دهند.» مشيّت الهى بر اين است كه «مَن جدَّ وجد»; هركس بكوشد بيابد. هر فرد يا جامعه اى مى تواند با تدبير، كار و فعاليت، ثروتمند گردد يا با اِعمال سياست هاى غلط و كم كارى فقير شود. گرچه خداوند زمينه كار را براى انسان فراهم ساخته و انگيزه و توانايى لازم را به او داده، ولى توجه به اين مسأله لازم است كه اوّلا، علّة العلل اوست و هر كس هرچه دارد روزى و عطاى خداوند متعال است. ثانياً، جمله «هركس بكوشد بيابد» قاعده هميشگى نيست و كلّيت «خداوند سرنوشت هيچ قومى را تغيير نمى دهد، مگر اين كه خودشان بخواهند» بلافاصله با جمله «و اذا ارادَ الله بقوم سوءً فلا مردَّ له» تخصيص خورده است. بنابراين، تجلّى توحيد در اقتصاد به اين معناست كه در وراى نظام سبب و مسبّبى قدرتى نامتناهى قرار دارد كه جهان را بر اساس حكمت و عدل تدبير مى كند. گاهى بنا بر مشيّت او، كار بر انسان ساده و گاهى مشكل مى شود. قرآن كريم با اشاره به تجلّى توحيد در اقتصاد بر آن است تا انسان ها همواره متذكر مبدأ هستى و تدبير حكيمانه او براى بقاى موجودات باشند و دچار غفلت از هستى بخش نشده، به مظاهر خلقت و اسباب ظاهرى توجه استقلالى نكنند; به طور مرتب، خود را در ارتباط با كمال بى نهايت بدانند، به او تقرّب جويند و در پرتو قربش تكامل يابند.

" />
free vector
رفتن به نوارابزار