و نيز گفتني است، زماني که امام رضا عليه السلام به خراسان برده شد، هيچ يک از اعضاي خانواده خود را به همراه نبرد و در آنجا تنها زندگي مي کرد. و از اخبار مربوط به شهادت امام رضا عليه السلام چنين بر مي آيد که امام جواد عليه السلام آن هنگام در مدينه اقامت داشت و تنها براي غسل پدر و اقامه نماز به آن حضرت در طوس حضور يافت.


هنگامي که مأمون بعد از شهادت امام رضا عليه السلام در سال 204 به بغداد بازگشت، از ناحيه حضرتش اطمينان خاطر پيدا کرده بود، ولي اين را مي دانست که شيعيان پس از امام رضا عليه السلام فرزند او را به امامت خواهند پذيرفت و در اين صورت خطر همچنان بر جاي خود خواهد ماند. او سياست کنترل امام کاظم عليه السلام توسط پدرش را- که او را به بغداد آورده و زنداني کرده بود- به يادداشت و با الهام از اين سياست، همين رفتار را با امام رضا عليه السلام در پيش گرفت، ولي با ظاهري آراسته و فريبکارانه، به گونه اي که مي کوشيد نه تنها در ظاهر امر مسأله زندان و مانند آن در کار نباشد، بلکه با برخورد دوستانه، چنين تبليغ شود که او علاقه و محبت ويژه نيز به ايشان دارد. اينک نوبت امام جواد عليه السلام فرا رسيده بود تا به نحوي کنترل شود. مأمون براي انجام اين هدف، دختر خود را به عقد وي درآورد و او را داماد خود کرد. از همين رهگذر بود که مأمون به راحتي مي توانست از طرفي امام را در کنترل خود داشته باشد و از طرف ديگر آمد و شد شيعيان و تماس هاي آنان را با آن حضرت زير نظر بگيرد.

بر اساس برخي نقلها، مأمون پس از ورود به بغداد- در سال204- بلافاصله امام جواد عليه السلام را از مدينه به بغداد فراخواند.(1) افزون بر اين، مأمون متهم بود که امام رضا عليه السلام را به شهادت رسانده است. اکنون مي بايست با فرزند وي به گونه اي رفتار کند که از آن اتهام نيز مبرّي شود. " />

free vector
رفتن به نوارابزار