جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسياري در علوم سياسي و نظامي مي باشد. در علوم نظامي از واژه هايي مانند جنگ رواني يا عمليات رواني استفاده مي شود و در علوم سياسي مي توان به واژه هايي چون براندازي نرم، تهديد نرم، انقلاب مخملين و اخيرا به واژه انقلاب رنگين اشاره کرد.
واژه جنگ نرم (Soft War) در برابر جنگ سخت (Hard War) کاربرد دارد البته گاهي به جاي جنگ از واژه هاي تهديد يا قدرت استفاده مي شود ولي در نهايت معمولا به يک مفهوم ختم مي شود. نظريه جنگ نرم طي دهه هاي اخير وارد ادبيات سياسي شده است. دراين باره منسجم ترين کتابي که با عنوان Soft Power- قدرت نرم- انتشار يافته به جوزف ناي تعلق دارد. وي معتقد است مبناي قدرت سخت يا جنگ سخت بر «اجبار» و مبناي قدرت نرم بر «اقناع» است او برخلاف بعضي از صاحب نظران، اقتصاد و ديپلماسي را در زيرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام برده است. البته اگر مبناي قدرت سخت بر اجبار و مبناي قدرت نرم بر اقناع باشد مي توان به اين تفکيک جوزف ناي خورده گرفت چرا که رسانه، اقتصاد و ديپلماسي مي توانند در ذيل هر دو عنوان سخت يا نرم قرار گيرند. نرم يا سخت بودن آن بستگي به اين دارد که در نهايت براي وادار کردن طرف مقابل به انجام کاري يا بازداشتن او از کاري استفاده مي شود يا از اين ها بعنوان يک اقدام تشويقي و اقناعي استفاده مي شود


جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسياري در علوم سياسي و نظامي مي باشد. در علوم نظامي از واژه هايي مانند جنگ رواني يا عمليات رواني استفاده مي شود و در علوم سياسي مي توان به واژه هايي چون براندازي نرم، تهديد نرم، انقلاب مخملين و اخيرا به واژه انقلاب رنگين اشاره کرد.

در تمامي اصطلاحات بالا هدف مشترک تحميل اراده گروهي بر گروه ديگر بدون استفاده از راه هاي نظامي مي باشد. اما از آنجا که در مورد گستردگي و حوزه فعاليت هر کدام اتفاق نظر وجود ندارد؛ اشاره کوتاهي به هر کدام از واژه هاي مذکور و سابقه تاريخي آنها خواهيم داشت.

" />
free vector
رفتن به نوارابزار