يکي از تفاوت هاي عمده و بارز ميان رسانه ها و برخي نهادهاي سنتي و حتي مدرن ديگر، کميت گرايي افراطي رسانه است. در گذشته نهادهايي چون آموزش و پرورش، تبليغ ديني، سلامت و بهداشت، بيش از آنکه رضايت و اقبال توده ها را هدف بگيرند، اصالت پيام و محتوا را به عنوان شاخصه موفقيت و تأثيرگذاري در نظر مي گرفتند. رسانه ها از يک سو با سلب اراده و عامليت فردي در کنش هاي ارتباطي، نوعي از گرايش ها و سليقه هاي توده وار را در جامعه سبب مي شوند و در گام بعدي با پاسخ به همين نياز موهوم و مجعول، موفقيت در پاسخگويي به آن را شاخص توسعه و تأثيرگذاري يک رسانه مي دانند. توجه به توده ها و ارزشمندساختن خواست و اراده آنها پيامدهايي چون ابتذال و کاهش کيفي توليدات رسانه اي و همچنين در حاشيه راندن نخبگان را به دنبال دارد.

? اهميت موضوع

سخن گفتن از رابطه ميان مقوله رسانه و مسئله زنان و خانواده از ابعاد متفاوتي مي تواند داراي ضرورت و اهميت باشد. يکي از ساحت هاي مهم اجتماعي حيات بشري را رسانه ها به خود اختصاص مي دهند. تنوع رسانه ها تا اين اندازه گسترش يافته است که افراد ناگزيرند براي ارتباط با رسانه هاي خاص، گزينش کنند. شهروندان جامعه مدرن، اکثر اوقات را با رسانه ها مي گذارنند و از ارتباط با رسانه ها احساس اطمينان و آرامش مي کنند. گستره عمل رسانه ها شامل همه عرصه ها اعم از عرصه سياسي، اقتصادي و اجتماعي است و اقتدار رسانه ها ارتباط تنگاتنگي با اقتدار دولت هاي متبوع دارد.

در کشور ما مسئله زنان و خانواده، يکي از مهم ترين مسايل جامعه در سه سطح اقتصاد، سياست و اجتماع محسوب مي شود و تحولات در زندگي زنان و الگو هاي خانواده يکي از بارزترين مصاديق تغيير و تحول در جامعه ايراني پس از انقلاب است. همچنين در کشور ما وضعيت زنان و خانواده با گفتمان اسلامي حاکميت پيوند دارد. ويژگي گفتمان اسلامي آن است که در موارد فراواني تحقق آرمان هاي آن ـ به غلط يا درست ـ با مسئله زنان سنجيده مي شود. اهميّت بسياري از ارزش ها و يا ضد ارزش ها از منظر آموزه هاي اسلامي ممکن است به مراتب از ارزش ها و يا ضد ارزش ها در حوزه مسائل زنان و خانواده بيشتر باشد، اما يکي از اولين مسائل مهم در ارزيابي اسلامي بودن و کارآمدي حکومت، مسئله زنان و خانواده است.

" />
free vector
رفتن به نوارابزار