در لهران طالقان مردم مي گويند: غروب آفتاب هنگامي كه " چوچك " ها ( گنجشك ها) به پرواز در مي آيند و از شاخه اي به شاخه ديگر مي پرند و جيك جيك مي كنند تقريباً يك ساعت به افطار مانده است.

در فرنق خمين وقتي آفتاب غروب مي كند از سمت مشرق آسمان خطهاي سرخي نمايان مي شود كه اهالي فرنق به آن خطهاي سرخ" حمرا" مي گويند. اين حمراها يا خطهاي سرخ به تدريج بالا مي آيند تا زماني كه كاملاً محو و ناپديد مي شوند. در اين هنگام مي گويند غروب شده و الان است كه صداي اذان بلند شود.

در مشهد هم مي گويند هنگام غروب هوا سرخ مي شود و اين سرخي از سمت مشرق به طرف مغرب حركت مي كند، وقتي انتهاي سرخي از بالاي سر بگذرد موقع اذان است و وقت افطار.

حال چنانچه هوا ابري باشد و خطوط سرخ ديده نشود آنقدر صبر مي كنند تا هوا تاريك شود و مطمئن شوند غروب شده و وقت افطار رسيده است.

درباره سرخيها يا حمراهاي كناره آسمان هم مردم فرنق خمين قصه و عقيده اي دارند كه شنيدني است (و مي گويند: دورتادور زمين را كوه قاف فراگرفته و كوه قاف يكپارچه ياقوت سرخ است. )

همچنين اهالي فرنق گويند اسكندر ذوالقرنين كه ( بنا به روايتي ) يكي از پيامبران بوده است در كشورگشايي از سمت آفتاب( مشرق)، با طايفه اي بزرگ به نام " يأجوج و مأجوج"  كه مردماني وحشي و آدمخوار بودند روبرو شد. اين مردم وحشي سالي دوبار بر مردمان متمدن آن عصر و زمان هجوم مي بردند و هرچه بر سر راهشان قرار داشت نابود مي كردند. اسكندر هم براي جلوگيري از هجوم اين قوم وحشي سدي بزرگ از مس ميان آنان و آدميان متمدن بنا كرد. بنا به اعتقاد اهالي خمين از آن به بعد هنگام طلوع و غروب آفتاب در اثر برخورد شعاع خورشيد با اين سد حمراها نمايان مي شوند. " />
free vector
رفتن به نوارابزار