پيشگفتار

حدود دو قرن است که از تدوين قانون اساسي در غرب و تئوريهاي کنه، و اسميت در زمينه اقتصاد سياسي، ماليه عمومي و مديريت عمومي مي گذرد.

قبل از اينکه اقتصاد سياسي تنها بصورت تجربي وجود داشت که آنهم توسط ماموران و حکام دولتي عمل و اجرا مي شد. (1) آنچه مهم است سير تطور و دگرگونيها در جهان در رابطه با ساختار حکومتها در طول دو قرن گذشته است. قبل از تحولات اخير صنعتي و پولي و بانکي و انديشه هاي اقتصادي و تدوين و تنظيم قوانين اساسي و استقلال امريکا در سال 1780 و انقلاب فرانسه در غرب در سالهاي 1879 به بعد تقريبا وظائف دولتها در زمينه مسائل اقتصادي بگونه اي تجربي و غيرمدون و تنها تابع شرائط و وضعيت اقتصادي مردم و نظام هاي فئودالي بود و اصلا نوع حکومتها بيشتر از مسائل اليکاريشي و اشرافيت و سلطنت و خان خاني و فئوداليته و مانند آن تبعيت مي کرد. و براي رسيدن به پول و قدرت به هر کيفيت عمل مي شد. و نظامهاي مالي و مالياتي از ضابطه و قانون خاصي پيروي نمي کرد. و. . . که اين قسمت خود در خور بررسي و تامل و تعمق فراوان است. " />
free vector
رفتن به نوارابزار