اصل در لغت به معناي پايه و ريشه ميباشد و در اصطلاح پنج معنا براي اصل ذکر شده است .

1- اصل در برابر فرع: مثل « الخمر اصل النبيذ »  يعني حکم نبيذ از خمر گرفته شده است به تعبير

صاحب معالم موضوع حکم ثابت ( از طرف شرع ) را اصل و موضوع ديگري را که ثابت نيست فرع ميگويند

2- دليل: مثل « الاصل في هذه المساله الکتاب و السنة » يعني دليل اين مسئله کتاب وسنت است.

3-  رجحان: مثل « الاصل في الکلام الحقيقة » وقتي مردد شديم بين حمل کلام بر معناي حقيقي يا

مجازي حمل بر معناي حقيقي ارحج است.
" />
free vector
رفتن به نوارابزار