در يکي از از شماره هاي گذشته مجله (×) پيرامون برهان نظم به گونه گسترده سخن گفتيم و «نظم » را چنين تعريف کرديم:

«نظم يک نوع رابطه هماهنگ ميان اجزاي يک مجموعه، براي تحقق يافتن هدف مشخص است، به گونه اي که هر جزئي از اجزاي مجموعه مکمل ديگري بوده، و فقدان هر يک سبب مي شود که مجموعه، هدف خاص و اثر ويژه خود را از دست بدهد.

و به ديگر سخن: نظم عبارت است از گرد آمدن اجزاي مختلف از مجموعه اي، از نظر کميت وکيفيت، تا در اثرهمکاري اجزاي گوناگون مجموعه، هدف و غايت خاصي تحقق پذيرد.

پيدايش حيات در روي زمين در گرو استقرار شرايط فراواني است که به پديده «حيات »، امکان تحقق بخشد، و با اختلال يکي يا چند تاي از آن، حيات در روي زمين، به صورت امر ممتنع درآمده و تحقق نمي پذيرد. " />
free vector
رفتن به نوارابزار