يك افسـانه,
صـد بهـانه
در رد سلاسل صوفيه نعمت الهي گنابادي

اهميت سلاسل و اقطاب صوفيه؛
يكي از موضوعات مهم از ديدگاه صوفيه رساندن نسبت طريقت خود به امام معصوم عليه اسلام مي باشد, لذا؛
براي تحقق اين امر سعي فراواني كرده اند تا بتوانند سلسله اي را به هم پيوسته و منسجم تشكيل دهند كه يك سر ان به قطب فعلي آنها گره خورده باشد و ديگر سر آن به آخرين قطب, كه به زعم صوفيه, بايد شاگرد امام معصوم عليه اسلام باشد, گره بخورد و در اين ميان حتي فقدان يك حلقه از اين زنجير به هم تنيده بخشودني نيست, چنانكه معتقدند ((اگر كسي اجازه اش يداً بيد به امام برسد رهبري و ارشاد او شرعي و قانوني است والا رشته اش قطع شده است) (1) از اين بيان به خوبي مي توان فهميد كه صوفيه براي تشكيل يك سلسله محكم و به ظاهر قانو ني و مطابق با واقعيت هاي تاريخي- هر تدبيري را مجاز مي داند و براي تحريص و تشويق مريدان خود آنها را به تكاپو مي اندازد آنگونه كه صفي علي شاه مي گويد ((مريد طريقت بايد از عهده اثبات سلسله برآيد كه يدا بيد مي رسد تا به امام)) (2) بديهي است كه اين بايد خود مي تواند زمينه ساز يك جنبش و حركت براي مخاطبان او در اثبات سلسله متصل به امام معصوم عليه اسلام گردد تا جائي كه تمام عده و عده خود را تجهيز براي اثبات اين امر, كنند, زيرا كه مشروعيت اقطاب فعلي و همچنين قطب هاي گذشته به اثبات همين امر موكول است و آنگونه كه نور علي تابنده گفته: اگر اين سلسله را نتواند ثابت نمايد, رشته اش پريده است.
اقطاب صوفيه به همين ميزان هم راضي نگشته اند و پا را فراتر از اين محدوده گزارده اند تا جائي كه مي گويند: ((مجازين در زمان غيبت بايد داراي اجازه مسلسل باشند كه به امام معصوم عليه اسلام مي رسد)) (3) يعني علاوه بر اينكه اقطاب صوفيه به طور مسلسل به امام معصوم عليه اسلام بايد برسند, مجازين نيز بايد همين شرط را دارا باشند. " />
free vector
رفتن به نوارابزار