معناي معجزه و ماهيت آن

لفظ معجزه اصطلاحا،‌مفرد مؤنث از اسم فاعل، از فعل اعجاز، از باب افعال و به معناي عاجز و ناتوان‌كننده است. در واقع به اعتبار لفظ آيات كه درباره قطعه‌هاي كوچك قرآن استعمال مي‌شود، براي آن لفظ آورده مي‌شود و به اين معني است كه قرآن كريم كه در آن آيات و جمله‌هاي زيادي وجود دارد معجزه محسوب مي‌شود،‌يعني اينكه قرآن عاجز كننده و مبهوت كننده هر فردي است كه بخواهد با آن معارضه كند و نظير آيات آن را ناتوان باشند،‌مانند: اژدها كردن عصا و يا تراكم آب‌ها نيل و يا درخشندگي انگشتان كه زنده‌كردن مردگان كه به دست عيسي مسيح ظاهر گرديد يا سخن گفتن سوسمار يا حركت درخت و قرار گرفتنش در برابر خواهندگان اين عمل كه به دست رسول‌گرامي اسلامي انجام پذيرفت. چون اين كارها و نظاير آن كه به دست پيامبران ياد شده انجام گرفت كارهايي بود كه ديگران از انجام دادن آن ناتوان بودند و آنها با اينكه همواره سعي و كوشش فراوان در انجام آنها مي‌كردند، هرگز نتوانستند اين گونه اعمال را از خود ظاهر سازند و اگر يكي از اين اعمال از فردي تحقق يافته بود، بدون ترديد همواره در كتاب‌ها و بلكه بر سر زبان‌ها نقل مي‌شد و حال آن كه هيچ نويسنده و يا گوينده‌اي چنين چيزي را نقل نكرده است.
معجزه‌ براي چه كساني آورده مي‌شود.
" />
free vector
رفتن به نوارابزار