در اين سال ها، مفاهيمي در گفتمان امنيت ملي كشورها وارد گرديد كه تفاوت ماهوي و شكلي عميقي با گفتمان هاي پيشين داشت. زيرا آنچه كه قدرت حفاظتي يا تهديدزدايي براي امنيت ملي كشورها محسوب مي شد، بيشتر از مفهوم قدرت سخت و ساز و كارهاي آن مانند، قدرت نظامي، قدرت تهاجمي، قدرت تخريبي، و كيفيت جنگ افزارهاي نظامي، نوع جنگ افزارها، قدرت برد و... ناشي مي گرديد. اما تحولات صدرالذكر نشان داد كه قدرت تنها از مؤلفه هاي سخت ناشي نشده است و آنچه كه موجب سرنگوني اين دولت ها شد بعد ديگري از قدرت يعني قدرت نرم بود.
پيروزي انقلاب اسلامي به عنوان بزرگترين و مهمترين انقلاب نرم و براندازي نرم، آمريكا را بر آن داشت تا با مطالعه و شاخص سازي از انقلاب اسلامي، مدل ضد آن را طراحي نمايد. به همين دليل با وجود لفاظي ها و اقدامات تخريبي سخت و خشن عليه جمهوري اسلامي ايران، مطالعه جنگ نرم را با شدت ادامه دادند و مؤسسات تخصصي تأسيس نمودند.
از معتبرترين مؤسسات تخصصي در موضوع براندازي نرم، مي توان از مؤسسه آلبرت انيشتين با مديريت دكتر جين شارپ و معاونت رابرت هلوي و مركز بين المللي مبارزات نرم و بنياد بين المللي جورج سوروس نام برد.
با وجود اين، دشمن در نظريه پردازي ها و مكتوبات خود سعي در انكار و پنهان سازي اين انقلاب بزرگ را دارد و بيشترين منابع و مصداق هاي جنگ نرم و براندازي نرم را به موارد زير محدود مي نمايد:
1-جنگ هاي نرم گاندي در هند
2- جنگ هاي اندونزي، شيلي، فيليپين
3- نبردهاي جنبش كارگري لهستان (1984)
و از براندازي حكومت ها در يوگسلاوي، گرجستان، اوكراين، قرقيزستان و امثال آن با عنوان انقلاب هاي رنگي (عنوان جذاب براندازي نرم) ياد مي نمايد.
اين مفهوم از جنگ نرم در سه دهه گذشته با گردآوري تجارب گوناگون و انجام مطالعات بين رشته اي توسط دهها موسسه دولتي، حزبي و دانشگاهي در آمريكا تئوريزه شده و پس از عملياتي شدن در كشورهاي مختلف، بازخور آن را وارد پروژه نموده و اصلاحات جديد را اعمال مي كنند. مفهوم
NONVIOLENT ACTION يا اقدام بدون خشونت، مبارزه بدون خشونت، توسعه دموكراسي، براندازي ديكتاتوري، مفاهيم مردم پسند و نوسازي شده جنگ نرم و براندازي محسوب مي گردد.

" />
free vector
رفتن به نوارابزار