بسم اللَّهِ الرََّّحمَنِ الرَّحيم
اللّهم كن لوليك
الحجه بن الحسن
صلواتك عليه و علي آبائه
في هذه الساعه و في كل الساعه
ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً
حتي تسكنه ارضك طوعاً
و تمتعه فيها طويلاً

آشنائی با فرقه ضاله بهائیت
تهیه و تدوین   :  علیرضا روزبهانی بروجردی
مقدمه :
حدود يكصدو هفتاد سال پيش در شب پنجم جمادي الاولي سال 1260 قمري در شهر شيراز جواني كه خود و خاندانش از علاقمندان  نحله نوبنياد شيخيه بودند و او را سيدعلي محمد ميخواندند در مقابل چشمان بهت زده يكي از شاگردان سيد كاظم رشتي بنام ملا حسين بشرويه اي مدعي امري شد كه هم زندگي دنيوي و حيات اخروي خود را به تباهي كشيد و هم جمعيتي از مردم مظلوم ايران كه فريفته او شدند  را به نكبت كلمات دروغين وسخنان  سراسر واهي خود گرفتار كرد چه از آنان كه به اين جمع پيوستند و چه از آنان كه براي دفع فتنه اينان برخواستند
او ابتداء خود را باب امام زمان خواند  و بعد با ادعاي قائميت خود را مهدي موعود خواند و بعد خود را از انبيا دانست كوتاه زمان نگذشت كه نعره انا ربكم الاعلي زد
و نه سال بعد اين تاريخ كه باب به جوخه اعدام سپرده شده رندي از ياران باب به نام ميرزا حسين علي مازندراني نوري  كه خود را بهاءالله ناميده بود  برخاست و از لا به لاي كلمات مفهوم و نامفهوم سيد باب عباراتي يافته و با راندن برادر خود ميرزا يحيي نوري كه سمت جانشيني باب را يافته بود خود را همان موعودي خواند كه باب وعده آمدن او را بعد از دوهزار و يكسال يا هزار و پانصد و يازده سال پس از ظهور باب   داده بود و البته او هيچكدام از علائم و نشانه هاي آن را نداشت امّا سيدعلي محمد باب هم واجد هيچ يك از نشانه ها نبود اما دروغش را رنداني چالاك كه هر سودائي داشتند الا سوداي دينداري و بندگي خدا ، پذيرفتند و به باور جمعي گمراه ساده لوح نيز نشاندند كه بي ترديد و به گواهي مدارك و اسناد تاريخي موجود كمك هاي بي دريغ و البته هدف دار استعمار گران روسي و انگليسي از باب و بها سهم اصلي را در توسعه و ترويج تفكرات پوشالي آنها ايفا كرد " />
free vector
رفتن به نوارابزار