در مباحث عمومي و خصوصي درباره وضعيت جهان، فرهنگ، نهادهاي اجتماعي يا خانواده به احتمال زياد در صحبت­ها ذکري از رسانه­ها يا دين به ميان مي­آيد. در جو فعليِ جنگ فرهنگ­ها احتمالاً برخي، مشكلات يا راه‌حل‌ها را ناشي از محتوا يا عملکردهاي رسانه­ها مي­دانند؛ ديگران دين را مسئله يا راه­حل هر چيزي که غلط است، مي‌پندارند.

آن‌ها در موضع­گيري «به بيان بيم­ها و اميدهاي خود دربار? اين مسائل مي­پردازند که امور چگونه است، چگونه خواهد بود، چگونه بايد باشد يا احتمالاً خواهد بود».[1] به احتمال زياد هر طرف براي پيش­برد استدلال خود به آمارهاي برگرفته از تحقيقات دربار? رسانه­ها يا دين مجهز مي­شود. با اين حال، آن‌چه در اکثر مباحث مغفول مي‌ماند توجه جدي به امکان تأثيرات مشترک و دوسوية بين رسانه­ها (هم ديني و هم سکولار) و دين (در تمام انواع بي‌شمار آن) و نيز تأثيرات مشترک و دوسويه ميان رسانه­ها، دين، نهادهاي ديگر و فرهنگ محيط است.[2]

" />
free vector
رفتن به نوارابزار