مسلم است كه با شناختهاى معمولى هرگز نمى‏توان شخصيت على بن ابى‏طالب(ع) را دريافت. به ويژه اگر پژوهشگر در مواردى جوياى عناصر و فعاليتهاى روحى آن بزرگوار باشد؛ به عبارتى ديگر، حباب نمى‏تواند تمام مفهوم دريا باشد. حباب كجا و آن عظمت ژرف و شگفت‏انگيز كجا!؟ به راستى پديده‏هاى تركيبى و مفاهيم عالى انسانى‏درون شخصيت‏ها با نظر به‏عظمت رشدى كه دارند، بسيار پيچيده‏تر و ظريف‏تر از آن است كه در انسانهاى معمولى به‏وجود آيد.
آميزه‏اى از عدالت و محبت با وابستگى به خداوند متعال، از على بن‏ابى طالب(ع) شخصيتى‏ساخته است كه در نادره دوران است. در جنگ صفين، لشكريان معاويه آب فرات را به‏روى لشكريان على(ع) مى‏بندند و آنان را در معرض هلاكت قرار مى‏دهند. با فرمان امام فرات به‏دست لشكريان حضرت مى‏افتد و ياران او مى‏خواهند در مقابل تخلف لشكريان معاويه از قانون، آب را به روى لشكريان او ببندند؛ ولى امام فرات را در اختيار آنان مى‏گذارد و از بستن آب به‏روى لشكريان معاويه جلوگيرى مى‏كند. همان معاويه‏اى كه دشمن ديرين اوست. در جاى ديگر همين رفتار را با قاتل خود مى‏كند. در تمام لحظات زندگى‏اش چنين شخصيت خاصى‏دارد.
به اين قياس، انسان از ديدگاه شخصيت على(ع) موضوعى است كه در مجراى سه پديده متنوع مطرح است: «محبوبيت»، «مشمول بودن به عدالت»، «وابستگى به خدا».

" />
free vector
رفتن به نوارابزار