عادي سازي دروغ، برآيند دو انحراف /اسلامي، سيد حسن

کليد واژه ها :

چکيده:

سيال و شکننده بودن مفهوم «دروغ مصلحت آميز» و نامشخص بودن مرزهاي آن، اساسي ترين نقش را در رواج و عادي سازي دروغ ايفا کرده است. ابهام در اين موضوع موجب گرديده تا عليرغم غير اخلاقي بودن دروغ، استثناهاي بسياري به وجود آيد و انواع دروغ هاي به ظاهر مصلحت آميز، در صحنه سياست، فرهنگ، اجتماع و خانواده ظهور پيدا کند که مهم ترين آنها عبارتند از دروغ شوهر به زن، والدين به کودکان خود، ترويج دين و مصالح سياسي.

کثرت استعمال اين دروغ ها که ناشي از سوء تفسير از عقل و شرع بوده است، مفاسد زيادي را موجب گشته است؛ از قبيل: سلب اعتماد، سلب مشارکت، ايجاد سوء ظن و غيره. در اين نوشتار پس از اثبات عدم مصلحت آميز بودن بسياري از اين مصاديق، براي تشخيص واقعي دروغ مصلحت آميز، معياري اساسي با عنوان قاعده زرين معرفي شده است.
واژگان کليدي:

دروغ مصلحت آميز، زن، کودک، دين، مصالح سياسي، قاعده زرين، اعتماد، دروغ متقابل.

پس از مفهوم شناسي دروغ و بيان جايگاه آن از نظر اخلاق اسلامي و ذکر پيامدهاي رواني و اجتماعي آن که در شماره نخست بيان گرديد، اين موضوع حائز اهميت است که در رواج اين گفتار نامطلوب، چه عاملي نقش اساسي را ايفا کرده است و در راستاي مقابله با آن از چه طريقي بايد بهره جست.

در کنار اين باور عمومي که دروغ غير اخلاقي و رذيلانه است، باور استوار ديگري در جامعه وجود دارد که بر اساس آن پاره اي از دروغ ها مجاز مي باشد، اما براي شناخت اين نوع دروغ ها هيچ معيار مشخصي وجود ندارد و غالباً کساني که در شرايط مختلف دروغ مي گويند، دروغ خود را از نوع مجاز و مشروع قلمداد مي کنند. ابهام در حد و حدود دروغ مصلحت آميز و سوء تفسير بعضي مصاديق تأييد شده در سنت ديني، موجب گرديده دروغ هاي متعددي، در فرهنگ ما، با عنوان «دروغ مصلحت آميز» شناخته گردد و شاهد آفت هاي متعدد اين دروغ، در عرصه هاي مختلف جامعه، از قبيل خانواده، سياست، دين و ... باشيم؛ بنابراين براي مبارزه با دروغ و جلوگيري از آفت هاي فرهنگ سوز آن، بايد اولاً به يک تعريف حقيقي از دروغ مصلحت آميز دست يافت و ثانياً دلايل کساني که دروغ در بعضي مصاديق را جايز مي شمارند، مورد تحليل و بررسي قرار داد و سرانجام با ارائة معيار دقيقي براي تشخيص دروغ مصلحت آميز، بتوان با اين آفت شوم مبارزه نمود.
مفهوم دروغ مصلحت آميز

مفهوم «دروغ مصلحت آميز» سيال و شکننده و مرزهاي آن نامشخص است، از اين رو هر کسي مي کوشد تا دروغ خود را به نحوي ذيل آن بگنجاند و آن را مصلحت آميز معرفي نمايد. در حقيقت اين بحث زادة بحث ديگري است. بدين معنا که آيا غير اخلاقي بودن دروغ يک حکم مطلق است و هرگز تحت هيچ شرايطي نبايد دروغ گفت يا آن که در شرايط خاصي مي توان دروغ گفت؟ پاره اي از فيلسوفان اخلاق، دروغ گفتن را به هيچ وجه اخلاقي نمي دانند که بزرگ ترين مدافع اين نظريه «ايمانوئل کانت» است، که هيچ استثنايي را براي حکم «دروغ مگو» نمي پذيرد و آن را در هيچ موردي جايز نمي شمارد.

" />
free vector
رفتن به نوارابزار